محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
280
خلد برين ( فارسى )
ساختند و مرجمك سلطان دروازهء خوش و نخود بيك دروازهء فيروزآباد را محافظت نمودند و امير خان به اتفاق پانصد نفر از غازيان بهرام - قهر در باغ شهر قرار گرفت . سحرگاه روز دوشنبه سينزدهم ماه مذكور از قصبهء چهل دختران خبر قرب ورود عبيد خان به امير خان رسيده خان مشار اليه از باغ شهر به باغ زاغان نقل مكان نمود ، و صباح روز يكشنبه عبيد خان با بسيارى از اوزبكان از راه دو برادران به سر خيابان آمده در حوالى ساق سلمان خيام اقامت برافراشت ، و بعد از دو روز نيران محاربه را اشتعال داده از اطراف و جوانب روى به تسخير حصار نهادند و فوجى از آن طايفهء بىنام و نشان به طرف باغ زاغان روان شده گروهى به ميان خيابان درآمدند ، و چون نزديك به مدارس سلطانى رسيدند امير حسنعلى ملازم مير غياث الدين محمد با فوجى از مردم شهر از دروازه بيرون تاخته در ميان هر دو مدرسه رايت مدافعه و مقاتله افراختند و آن جمع پريشان را به ضرب تير و تفنگ بازگردانيده گريزان ساختند . همچنين نوبت ديگر از طرف دروازهء عراق جنگ درانداخته زخمهاى كارى از دست غازيان حصارى خورده رايت مراجعت افراختند . و چون عبيد خان ديد كه كارى نمىتواند ساخت در روز جمعه دويم شهر رجب از ظاهر حصار كوچ كرده به پل سالار رفت و از آنجا كوچ بر كوچ عنان به صوب بخارا معطوف گردانيده گرفتاران زندان محاصره مطلق العنان گرديدند . ديگر از وقايع اين سال كه به مسامع جلال شهريار بلند اقبال رسيد قضاياى سانحه در ديار روم بود . تفصيل اين اجمال آن كه چون خبر ارتحال سلطان سليم به ديار شام رسيد جان ويردى غزالى با سلطان سليمان خلف ارجمندش كه بعد از پدر وارث تخت و افسر شده بود از در مخالفت درآمده با جمعى از امراى چركس و مشايخ عرب در حدود حلب به عزم شور و شغب نزول نمود و قراجه پاشا كه به فرمان سلطان سليم حاكم حلب بود در شهر متحصن گرديده به اتفاق چريك شام ، رايت مدافعه و قلعهدارى مرتفع گردانيد ، و قرب يك ماه